عاشقانه تر از باران

پیمانی که در طوفان با خدای خود می بندی در آرامش خود از یاد مبر

عاشقانه تر از باران

پیمانی که در طوفان با خدای خود می بندی در آرامش خود از یاد مبر

شب های بی‌خوابی

دل نوشته روزگار 

بعد چند سال دوباره برگشتم و اولین کامنتم میزارم 

بعضی وقتا میخوام داد بزنم بگم دیگه بریدم ولی یه چیزی هست که واسه خاطر اون سرمو پایین میندازم فقط ادامه میدم و... 

یه شبایی نمیشه خوابید و یه موضوعی که شاید واسه خیلی مهم نباشه ذهنمو پریشان میکنه و تا صبح بیدار میمونم و صبح هم مثل همیشه گوشی زنگ میخوره و 6 میزنم بیرون میرم سر کار نمیدونم چطوری زندم واقعا نمیدونم